<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>سکوتم فریاد ناگفته هاست</title>
<link>http://sahargaheraftan.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 01 Jul 2008 23:46:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>هرگز نخورد آب زمینی که بلند است</title>
<link>http://sahargaheraftan.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;حتما پیش اومده با آدمهایی برخورد کنید که تمام وجودشون پر از غرور و منیت و تکبر باشه و تنها کلمه ای که ورد زبونشونه &quot;من&quot; باشه. چه احساسی بهتون دست میده وقتی با این آدمها هم کلام میشید؟ وقتی که تکبرشون به جایی میرسه که به همه چیز و همه کس گیر میدن و اونها رو کوچک و بی ارزش میبینن. تا جاییکه حتی به جهان هستی خودشون و نظام طبیعی جهان ریشخند می زنند. حتما پیش اومده با انسانهایی!!! برخورد کنید که حتی خدای خودشونو به خدایی قبول ندارند و آفرینش و نظام آفرینش رو به تمسخر می گیرند. اشتباه نکنید نمی خوام یک بحث مذهبی بکنم و یا اینکه تایید کنم خدایی هست یا نیست و اگر هست چگونه است. تو کتابهای درسی و یا تاریخی حتما در مورد نمرود پادشاه بابل که ادعای خدایی می کرد چیزهایی خوندید. همونی که به آسمانها تیراندازی کرد تا خدای آسمانها رو از بین ببره. همینطور فراعنه مصر و حتی تو عصر خودمون افرادی مثل هیتلر و خیلی های دیگه که خودخواهی و تکبرشون به جایی رسید که ادعای خدایی کردند. اما سرانجام همشون چیز دیگه ای بود. سوال اصلی اینجاست که این انسان ها از چه مرتبه ای به جایگاه خودشون نگاه می کنند که فکر میکنند اونقدر بزرگ هستند که این ادعا رو بکنند و بندگی و کوچک بودن خودشون رو باور نداشته باشند؟ مدتی پیش گشتی در اینترنت داشتنم و با مشاهده تصاویری به این حقارت و کوچکی این آدمها تاسف خوردم. کاش آنهایی که اینگونه لاف بزرگی می زنند گاهی با چشم دل به آنچه که پیرامونشان است بنگرند و کوچکی خود را به تماشا بنشینند. به تصاویر زیر بنگرید و آنچه را که گفتم به بوته نقد بگذارید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i25.tinypic.com/33u96kp.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;قطعا این انسانها در شهری، در کشوری و  در قاره ای زندگی می کنند که بر روی سیاره ای به نام زمین قرار دارد که وسعت آن برای آنها غیر قابل درک است. کره زمینی که با دیدن آن در کنار این سیاره ها لذت خوشایندی به انسان می بخشد که از آنها &quot;بزرگتر&quot; است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i25.tinypic.com/2epkbqt.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;مقایسه کنید زمین را در برابر سیاره ژوپیتر. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i26.tinypic.com/2ihrw2c.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;فلش بزرگ زمین را نشان می دهد که ذره ای است در برابر خورشید. حتما میدانید که حجم خورشید یک میلیون برابر حجم سیاره زمین است. چگونه میتوانیم تصور این بزرگی را بکنیم در حالیکه از تصور بزرگی عدد یک میلیون عاجز هستیم. برای مثال به هر کسی دو هفته فرصت بدهید تا یک میلیون را بی وقفه بشمارد. بعید میدانم موفق شود. امتحان کنید!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i31.tinypic.com/mw38l4.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;خورشید در برابر ستاره &quot;آرکتوروس&quot; &lt;BR&gt;ظاهرا حس خوشایندی که از دیدن سیاره زمین در برابر سایر سیاره ها در تصویر اول داشتیم اینک محو شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i32.tinypic.com/2mqrlo7.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;و سرانجام ستاره &quot;آرکتوروس&quot; که در برابر ستاره &quot;آنتارس&quot; ذره ای بیش نیست. راستی زمین چه شد؟ چرا دیگر زمین را در این مقیاس به حساب نمی آوریم؟ چه بلایی بر سر قاره ها، کشورها، شهرها... و سرانجام انسانهای بزرگی!!! که کوچکی خود را در برابر این بزرگی ها نمی بینند، آمد؟ باور کنیم که همه اینها فقط ذره ای از کهکشان بزرگ راه شیری هستند که خود یکی از میلیونها کهکشان موجود در فضای بیکران است که تا کنون ناشناخته مانده است و باور کنیم که همه اینها را خداوند در چشم به هم زدنی آفریده است اگر ایمان داشته باشیم.&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;بیایید با چشم دل به جهان پیرامونمان بنگریم. روحمان را پرواز دهیم و از بیکرانها به جایگاه خویش بنگریم. از تکبر و غرور بگذریم که چیزی جز نابودی برایمان به ارمغان نخواهد آورد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc9900 size=3&gt;       &lt;FONT size=2&gt;&quot;افتادگی آموز اگر طالب فیضی    هرگز نخورد آب زمینی که بلند است&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 01 Jul 2008 23:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sahargaheraftan&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>sahargaheraftan</dc:creator>
<guid>http://sahargaheraftan.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دوستی های مجازی</title>
<link>http://sahargaheraftan.blogfa.com/post-58.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;سلام&lt;BR&gt;پس از مدتها دوری به سبب مشغله کاری فرصتی شد تا دوباره سری به دنیای وبلاگ نویسی بزنم و با دوستان دور و نزدیک دیداری (مجازی) تازه کنم. خوب شرمنده شدم از دوست نوازی و رسم معرفت که دوستان در حق اینجانب روا داشتند. گویا در دنیای مجازی وبلاگ نویسی همه چیز باید مجازی باشد. نوشته ها، تعریف ها، انتقادها... و حتی دوستی ها. گویا در این وادی فقط تعریف و تمجید است که دوستی ها را برقرار می سازد. &quot;دوست عزیز وبلاگ قشنگی داری&quot; ... &quot;به من هم سر بزن&quot; ... &quot;کلبه ما را منور کن&quot; ... &quot;منتظر حضور سبزت هستم&quot; ... &quot;نظر یادت نره&quot; ... &quot;دوباره بیا&quot; ... &quot;مطالبت خیلی قشنگ بود&quot; ...&lt;BR&gt;راستی این جملات تضمینی برای پایدار بودن این دوستی ها و آشنایی ها می باشد؟ تا کی می توانیم این دوستی ها را اینگونه دوام بخشیم؟ حتما می دانیم که یافتن دوست آسان و بقای دوستی مشکل است. برای پایداری این دوستی ها چه جملاتی استفاده کنیم؟&lt;BR&gt;افسوس که باورمان شده باید اینگونه بگوییم تا کسی ما را دوست بداند و صد افسوس که یقین داریم اگر تکرار نکنیم دوستی ها رنگ مجازی به خود می گیرند و در لابلای نیرنگ تعریف ها و تمجیدها برای همیشه رنگ خواهند باخت.&lt;BR&gt;وبلاگ را بهانه ای قرار دهیم برای گفتگو با انسان ها. برای برقراری ارتباط با اندیشه ها. برای ایجاد محبت بین دلها. اینگونه نباشد که با حذف و غیبت دیگری، همه چیز رنگ فنا به خود بگیرد. آنچه را که می سازیم پاس بداریم که شاید دوباره به دست آوردنش محال باشد.&lt;BR&gt;لازم میدونم شعری طنز اما تلخ که در اینباره یادم میاد رو محض باز شدن خنده بر لبانتان و البته تامل در این موضوع در اینجا درج کنم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;حـال من از این و آن پرسیدنیست&lt;BR&gt;چند روزی هست حالم دیدنیست&lt;BR&gt;هیچ کس اشکی بـرای ما نریخت&lt;BR&gt;هـرکـه با ما بود از مـا می گریخت&lt;BR&gt;گـــاه بــر روی زمین زل مـی زنـم&lt;BR&gt;گـــاه بــر حــــافظ تفــال میزنــــم&lt;BR&gt;حـــــافظ دیـوانـه فــالم را گـــرفت&lt;BR&gt;یک غــزل آمد کــه حـالم را گرفت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;&quot;ما زیاران چشم یاری داشتیم              خود غلط بود آنچه می پنداشتیم&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Jun 2008 01:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sahargaheraftan&amp;postid=58</comments>
<dc:creator>sahargaheraftan</dc:creator>
<guid>http://sahargaheraftan.blogfa.com/post-58.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ایران برای همه ایرانیان</title>
<link>http://sahargaheraftan.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;دهقان فداکار پیر شده، چوپان دروغگو تو اداره رییس شده، شنگول و منگول یه پا گرگ شدن، کوکب خانم دیگه حوصله مهمون رو نداره، تصمیم کبری این بود که بره دماغشو عمل کنه، روباه و کلاغ دستشون تو یه کاسه است، حسنک گوسفنداشو ول کرده و تو یه شرکت آبدارچی شده، آرش کمانگیر کراکی شده، شیرین، خسرو و فرهادو پیچونده و با مجنون رفته اکس پارتی، رستم و اسفندیار اسباشونو فروختن و موتور خریدن و پیتزا دم خونه ها می رسونن، کپل و دم باریک تی ان تی تو کیف نارنجی می ذارن. و ایرانیها دیگر ایرانی نما شده اند.&lt;BR&gt;مدتهاست عینک خوش بینی بر چهره مان گذارده ایم بی آنکه بفهمیم جوهر انسانیت مان به زنجیر حماقت گرفتار شده است. راستی سر ما ایرانیها چه آمده؟ عزت، اعتماد و همدلی مان در خم کدامین کوچه خفت به یغما رفته است که این چنین غارتگر آبرو و شرف همنوعان خویش هستیم. کجاست غیرت مردان و زنان سرزمین پارس تا بیابند که چگونه به تاراج سپرده شد یادگار بزرگ مردان دلیر این سرزمین در سایه حماقت و نخوت این فریب خوردگان همیشه تاریخ. ای دلیر مردان و شیر زنان آذری، ای غریو افکنان کرد، ای دلیران تنگستان و ای دشمن ستیزان بلوچ و خراسان و شما ای مردمان ایران زمین به پا خیزید و ایرانی را به ایرانی بودنش فراخوانید. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;متن بالا بعد از مطالعه وبلاگ هایی نوشته شده است که عمدتا انگیزه ترویج قومیت و ملیت را بی آنکه به این بیاندیشند که دنیا مدت هاست این تفکر پست انسانی را به کنار گذاشته است را دارند. خودتان قضاوت کنید و ببینید چگونه ایرانی در سایه سیاست شوم &quot;استحمار&quot; به اینجا رسیده است...!!؟؟ &lt;BR&gt;گزیده ای از این وبلاگها را برای شما می گذارم. به امید داشتن ایرانی برای همه ایرانیان.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://astara-enzeli-az.blogspot.com/2006/07/16-6.html&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://astara-enzeli-az.blogspot.com/2006/07/16-6.html&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://astara-enzeli-az.blogspot.com/2006/07/16-6.html&quot;&gt;http://astara-enzeli-az.blogspot.com/2006/07/16-6.html&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://farsdog.wordpress.com/2007/06/11/13&quot;&gt;http://farsdog.wordpress.com/2007/06/11/13&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://gonahkar.com/archives/2005/10/31/eftekhar&quot;&gt;http://gonahkar.com/archives/2005/10/31/eftekhar&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://qorolond.blogspot.com/2008/01/blog-post_31.html&quot;&gt;http://qorolond.blogspot.com/2008/01/blog-post_31.html&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://blog.360.yahoo.com/blog-jEHAmyszdKTb6vX59UpCseJc?p=172&quot;&gt;http://blog.360.yahoo.com/blog-jEHAmyszdKTb6vX59UpCseJc?p=172&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mytabriz.com/news/?p=6270&quot;&gt;http://www.mytabriz.com/news/?p=6270&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Apr 2008 11:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sahargaheraftan&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>sahargaheraftan</dc:creator>
<guid>http://sahargaheraftan.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اندیشه ها _ دفتر نهم</title>
<link>http://sahargaheraftan.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#66ff00&gt;&lt;STRONG&gt;بدترین خیانتها این است که به کسی که تو را راستگو می پندارد دروغ بگویی.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#cc6600&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#cccccc size=2&gt;&lt;STRONG&gt;(امام صادق)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#cc6600&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#33ff00&gt;&lt;FONT color=#66ff00&gt;چیزیکه مرد را وادار می کند بی وفایی زنش را باور نکند داشتن اعتماد به حسن اخلاق زنش نیست. بلکه ضعف اخلاقی خودش است. &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;(ناپلئون بناپارت&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;&lt;STRONG&gt;)&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Apr 2008 11:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sahargaheraftan&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>sahargaheraftan</dc:creator>
<guid>http://sahargaheraftan.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درد دل ما دوای درد دل ماست</title>
<link>http://sahargaheraftan.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=justify&gt;&lt;FONT color=#cccccc size=3&gt;تو تعطیلات نوروزی فرصتی پیش اومد تا با نگاهی عمیق تر سری به وبلاگهای فارسی زبان بزنم. بیشتر وبلاگهایی با موضوع عاشقانه مد نظرم بود. اما اونچه که دیدم شاید اون چیزی نبود که واقعا انتظارش رو داشتم. در ذهن خودم این وبلاگ نویسان عاشق پیشه رو به ۵ دسته تقسیم کردم تا بتونم یه نتیجه کلی برای خودم مد نظر بگیرم.&lt;BR&gt;دسته اول وبلاگهایی که به نوعی مکالمه عاشقانه و کودکانه دو نفر بود که از فن آوری اینترنت برای این کار استفاده می کردند.&lt;BR&gt;دسته دوم عاشق های مجنون پیشه ای که به نوعی از نرسیدن به لیلی رویاهاشون باز موندن.&lt;BR&gt;دسته سوم اونایی که از عشق فقط جفا و خیانت و فروپاشی رو تجربه کردند و نوشته هاشون این رو به خوبی نمایان می کنه. &lt;BR&gt;دسته چهارم شکست خورده هایی رو نشون میده که هنوز به عشقشون فکر می کنند و غصه هایی که در این راه می خورن و گریه های شبانشون و ...&lt;BR&gt;و دسته آخر اونهایی که عشقشون رو در لابلای فریاد نوشته هایی پنهان می کنند که اگر با چشم دل خوانده شوند عشق رو برای ما به تصویر می کشند نه عاشق و معشوق را.&lt;BR&gt;دسته اول و پنجم مد نظر نیست چرا که اولی هوس است و آخری پرنده رها شده از قفس. اما دیگران. گاهی اوقات بهتره که آدم سکوت کنه تا اینکه بخواد از رنجی بگه که مدتهاست به اون خو کرده. بهتره احساسش رو به دست واژه هایی بسپره که به جای اون میتونن یه دنیا غم رو رو شونه های خودشون بکشونن. نمی دونم چرا آدمها غم هاشونو اینقدر بی بهانه و رایگان!!! به دیگران نشون میدن. چرا سعی نمی کنن این خاطرات همیشه زنده وجودشون رو برای همیشه تو یه گوشه قلبشون و فقط برای خودشون نگه دارن. چرا باور نداریم که غمهای ما فقط برای ماست و کسی نیست که بتونه بهتر از خودمون اونارو باور کنه. چرا سعی نکنیم که غصه هامونه قصه نکنیم برای دیگران. غم های ما سرمایه های ماندگار ما هستند. چرا از این سرمایه ها حفاظت نمی کنیم و اونارو برای جلب همدردی دیگران از صندوقچه گرانبهای دل بیرون می کشیم. باور کنید میشه بار سنگین غصه ها رو به تنهایی به دوش کشید و اونها را در لابلای سطرهایی پنهان کرد که با خوندنشون کسی به شکست و فروپاشی ما پی نبره. باور کنید تنها چیزی که میتونه به ما در تحمل این دردها کمک کنه خود این دردها هستند. اگر باور کنیم که&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#cccccc size=3&gt;:&lt;BR&gt;                                            &quot;درد دل ما دوای درد دل ماست&quot;&lt;BR&gt;                                                                           &lt;FONT size=1&gt;&quot;شاه نعمت اله ولی&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=justify&gt;&lt;FONT color=#cccccc size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Apr 2008 14:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sahargaheraftan&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>sahargaheraftan</dc:creator>
<guid>http://sahargaheraftan.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اندیشه ها - دفتر هشتم</title>
<link>http://sahargaheraftan.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دوست عزیزی در یک نقد خصوصی عنوان کردند که بعضی گفتارها در بخش اندیشه ها در عین زیبایی و اینکه حقیقت زندگی انسان را بیان می کند گاهی در تضاد با گفتارهای دیگر می باشد. در پاسخ به این نقد اظهار می کنم همانگونه هم که قبلا عنوان شد این مطالب فقط نقل قول می باشد و به هیچ عنوان نظر موافق و مخالف شخص خودم در انتخاب و ارائه آنها دخیل نیست. اگر تضادی بین مطالب وجود دارد به اندیشه های صاحب نقل قولها باز می گردد. لازم به ذکر است نقد این دوست عزیز ایده ارائه یک پست در همین رابطه را به من داد که پس از مطالعات لازم برای ارائه در این صفحه آماده خواهم کرد. دفتر هشتم رو بخونیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#cc6600&gt;&lt;FONT color=#00ff00 size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#33ff00&gt;میان دو نفر دشمنی میفکن چرا که اگر آنها صلح کنند تو در این میان شرمسار باشی.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#cccccc size=2&gt;&lt;STRONG&gt;(سعدی شیرازی)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc6600&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#33ff00&gt;من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند. مهم نیست که چه کار می کنید. که هستید و کجا زندگی می کنید. اگر مقدر شده دو نفر با هم باشند، هیچ مرز و مانعی بین آنها وجود نخواهد داشت.&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;(جولیا رابرتز&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Apr 2008 14:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sahargaheraftan&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>sahargaheraftan</dc:creator>
<guid>http://sahargaheraftan.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بعد تو زنده بودن فرقی با مردن نداره / قصه رفتن تو ترانه خوندن نداره</title>
<link>http://sahargaheraftan.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;صبر کن عشق زمینگیر شود بعد برو&lt;BR&gt;یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;ای پرنده به کجا؟ قدر دگر صبر بکن&lt;BR&gt;آسمان پای پرت پیر شود بعد برو&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;یک نفر حسرت لبخند تو را می بارد&lt;BR&gt;خنده کن عشق نمک گیر شود بعد برو&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;تو اگر کوچ کنی بغض گلو می شکند&lt;BR&gt;صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;باش با دست خودت آینه را پاک بکن&lt;BR&gt;نکند آینه دلگیر شود بعد برو&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد&lt;BR&gt;باش تا خواب تو تعبیر شود بعد برو&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Apr 2008 14:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sahargaheraftan&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>sahargaheraftan</dc:creator>
<guid>http://sahargaheraftan.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یه روزی قصه پرغصه ما تموم میشه</title>
<link>http://sahargaheraftan.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;سلام دوستان. امروز بازم دلم هوای اینجا رو کرد. نمی دونم چرا یه جورایی وقتی دلتنگ میشم تصمیم میگیرم اینجا حرف بزنم. هر چند کمتر تونستم حرفای خودم رو اینجا بنویسم. اما بازم تونستم کمی از غصه هامو موقتا فراموش کنم. داشتم به یه ترانه گوش می کردم از استاد شجریان. متن ترانه اونقدر عمق داشت که منو با همه غصه هام تو خودش غرق کرد. ترانه زیر نوشته بیژن سمندر و با صدای استاد محمدرضا شجریانه که عطا اله خرم آهنگساز این ترانه قشنگ بوده.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#3366ff size=3&gt;من و تـو قصه یـک کهنه کتابیم مگه نه&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#66ccff&gt;یه سوالیم، یـه سوال بی جوابیم مگه نه&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;یه روزی قصه پر غصه ما تموم میشه&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#66ccff&gt;آخرش نقطه پـایان کتابیم مگه نه&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;پشت هم موج بلا میشکنه و جلو میاد&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#66ccff&gt;وای بر ما که رو آب، مثل حبابیم مگه نه&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#3366ff size=3&gt;کی میگه ما با همیم ما که با هم جفت غمیم&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#66ccff&gt;دو تا عکسیم و به زندون یه قابیم مگه نه&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;ای خدا ابر محبت چرا بارون نداره&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#66ccff&gt;آسمون خشکه و ما تشنه آبیم مگه نه&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#3366ff&gt;&lt;FONT size=3&gt;کار دنیا رو که چشمم دیده بود گفت به دلم&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#66ccff&gt;ما دو تا پنجره رو به سرابیم مگه نه&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;اگه تا دامن خورشید خدا هـم برسیم&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#66ccff&gt;آخر از بـوسه خورشیـد کبابیم مگه نه&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;بـه قطار زندگی ما دیگه مشکل برسیم&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#66ccff&gt;اگه هم سوت بزنه ما دیگه خوابیم مگه نه&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;اگه امروز تو به فریاد دل ما نـرسی&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#66ccff size=3&gt;فردا ما ساغر خالی زشرابیم مگه نه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Apr 2008 09:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sahargaheraftan&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>sahargaheraftan</dc:creator>
<guid>http://sahargaheraftan.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>داستانک</title>
<link>http://sahargaheraftan.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff6600 size=3&gt;یک روز آمدی و گفتی تنهاییت را با من تقسیم کن که من نیز تنهایم.&lt;BR&gt;گفتم تنهایی های من پر از اشک و غصه اند.&lt;BR&gt;گفتی من سهمی می خواهم.&lt;BR&gt;گفتم باشد. شادی هایم برای تو و تنهایی و غم هایم مال خودم.&lt;BR&gt;گفتی هر دو را می خواهم.&lt;BR&gt;گفتم برو. هر دو را نمی توانم تقسیم کنم.&lt;BR&gt;من به تو غصه نمی فروشم. هر دو را نمی توانم به تو بدهم.&lt;BR&gt;اصرار کردی.&lt;BR&gt;سر شب آمدی که سهمت را بگیری.&lt;BR&gt;وقتی زلال اشکهایم را دیدی تردید کردی.&lt;BR&gt;طاقت نیاوردی و رفتی.&lt;BR&gt;اشکها پرسیدند: &quot;پس کجا رفت؟ ما که اشکهای شادی را برای او نهاده بودیم...!؟&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Apr 2008 09:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sahargaheraftan&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>sahargaheraftan</dc:creator>
<guid>http://sahargaheraftan.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ماندگاران</title>
<link>http://sahargaheraftan.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;قصد دارم از امروز یه پست جدید به نام &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://sahargaheraftan.blogfa.com/pages/mandegaran&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&quot;ماندگاران&quot; ایجاد کنم که در اون به طور نسبتا خلاصه به شرح زندگی بزرگان تاریخ بپردازم. این پست بی ربط به پست اندیشه ها نمی تونه باشه. اگر بدونیم صاحب اندیشه ها چه طور زندگی کردند میتونیم به گفتارهاشون نگاه دقیق تر داشته باشیم. قصدم اینه که اول از همه برم سراغ اونایی که تو اندیشه ها ازشون نام بردم. و اولین نفر رو با یکی از سخنانش معرفی می کنم. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#33ff66&gt;برای دشمنانت کوره را آنقدر داغ مکن که حرارتش خودت را نیز بسوزاند&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Apr 2008 08:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sahargaheraftan&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>sahargaheraftan</dc:creator>
<guid>http://sahargaheraftan.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
